کاش میشد بی آنکه چرتم پاره شود ، خواب از چشمانتان بگیرم.
کاش میشد بی آنکه نفسم به شمارش بیافتد ، نفس در سینه هاتان حبس کنم.
کاش میشد بی آنکه حنجره ام پاره شود ، صدایتان را خفه کنم.
کاش میشد بی آنکه رویاهایم بمیرند ، آرزوهاتان را تباه کنم.
کاش میشد با این خیالات واهی ، خنجرتان را از روی گلویم بردارم.
کاش میشد ....
کاش میشد بی آنکه نفسم به شمارش بیافتد ، نفس در سینه هاتان حبس کنم.
کاش میشد بی آنکه حنجره ام پاره شود ، صدایتان را خفه کنم.
کاش میشد بی آنکه رویاهایم بمیرند ، آرزوهاتان را تباه کنم.
کاش میشد با این خیالات واهی ، خنجرتان را از روی گلویم بردارم.
کاش میشد ....
1 comment:
كاش ميشد خنجري كاري بسازم..
كاش ميشد كه خنجري در كار بود...
كاش ميشد كه خنجري در كار باشد...
كه اگر ميشد... با اين سخنان، به طور قطع خنجر كارش را انجام ميداد...
Post a Comment