Friday, March 7, 2008

دیوانه!

دیوانه ای را گفتند:....
گفت:...

حاکم را خوش نیامد ، دیوانه را کشتند.

1 comment:

Anonymous said...

اين قشنگترين داستان بلندي است كه تا كنون خوانده ام..!

About Me

My photo
پيك با كوله باری از پيشكش ها مقابل پاتشاه سر تعظيم فرود آورده و جواب همچنان منفی است. پيك لرزان گشته و عرقی سرد سراسر وجودش را لبریز می‌کند و لبخندی بر لبان پاتشاه نقش بست.
روایت دوم : تا خودتی و خودت پاتشاهی ولی اگر چیز دیگری ، حتی لباس هایت، را به خودت اضافه کردی، دیگر نه!